ايميل من
نویسندگان وبلاگ
آوا
آرشیو وبلاگ
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
آبشار و کوه
من و خلوت کوهستان
خانه ام ابری است
کلبه کوچولوی من
یه دنیا حرف
آناپورنا
کوه انتظار خدا
بیستوون
آيريکان
باران
کوهستان ايران و من و خاطرات علی
داغلار
آوازهای کوه
بالاتر از ۴۰۰۰ متر
انجمن کوهنوردی فراز شهريار
تا اوج
پرواز را به خاطر بسپار
آموزشی، درسی، مهرورزی
طلسم عشق
سفر در طبیعت ایران
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

زمین
زمین دارای شرایط مناسب و کاملی برای محافظت از زندگی بشر و سایر موجودات است. بنابراین طبیعی است که آن را به عنوان مادری در نظر آوریم که به همۀ ما و تمامی موجودات عالم زندگی می بخشد... جادوی طبیعی استفادۀ صحیح از نیروی خلاقی است که در تمام چیزها، از جمله خود ما وجود دارد.
نشریه علوم باطنی
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢٥ تیر ،۱۳۸٩ - آوا
مسافر الهی
انسانها چون پرندگان مهاجر، مسافرند و در سفر. هدف این سفر، پیوستن به او، وصول به هستی لایتناهی و رسیدن به سرچشمۀ خوبی و زندگی است. برای پیمودن این مسیر و عبور از جهان های پیش رو، می بایست مانند یک مسافر واقعی عمل کنیم. "هویت مسافر" خود را دریابید که این اولین گام سفر است، و سپس در آن استقرار یابید. آمادۀ سفر باشید، اجتناب ناپذیر است چون هم اکنون نیز در سفرید.
برای پیمودن این مسیر بیندیشید که، از کجا آمده اید و به کجا می روید؟
برای چه آمده اید و برای چه می روید؟
آیا اکنون نیز در حال رفتنید؟
چگونه مانند یک مسافر زندگی می کنید؟
اکنون در چه وضعی هستید؟
آیا سفر را پذیرفته اید، سفری که در آن هستید، یا با اعمال و شیوۀ زندگی خود آن را انکار کرده اید؟
برای این سفر طولانی به چه چیزهایی نیاز دارید و چه چیزهایی غیر لازم است؟
راهنمای سفرتان کیست؟
علائم و روشنایی راهتان چیست؟
کدام نشانه ها در زندگی تان برخلاف واقعیت سفر است؟
...
پرندگان مهاجر، چه درسهایی برای آموختن به انسان دارند؟ پروردگار متعال آنها را و نه حتی غباری ناچیز در هوا را، بیهوده و جز برای تعلیم و آشکاری حق، نیافریده ...
نخوابید، به خیال فرو رفتن و رویا دیدن، برای آنکه مشتاق نجات روح خویش است، چون مرک است.
آنکه در خواب است، سفر را باور ندارد. گمان او این است که زندگی بسیار زودگذر این جهان، که بسان چشم بهم زدنی در برابر کلا حیات انسان است، همیشگی و پا برجاست.
با آنکه می بیند که بسیاری آمده اند و بسیار رفته اند، و بسیاری آشکارا در حال رفتنند. اما خود را مستثنی می پندارد و سفر خود را نمی پذیرد. بهار می آید. و تابستانی و پاییز، و سپس زمستان، حالا چه کسی آنها را باور کند چه نکند. چه آماده باشید و چه نباشید، فصل های این زندگی و حتی عصرهای جهان، می آیند و می روند و البته به آهستگی و شاید ناگهان، شما را نیز همراه خود می برند، همانطور که آمده اید، حتما می روید و در این تردیدی نیست. مرگ، ناگهان رفتن است و گرنه هر لحظه در حال رفتنید. مسافری که مانند مسافر زندگی نکند، جریان زندگی را در خود متوقف می کند. این سفر، این حرکت کردن، به معنی رشد و پیشرفت شماست. به معنی عبور از جهان ها و تجربۀ سطوح هستی و مراتب حضور خداست. این سفر، نزدیک شدن خودآگاهی به خداآگاهی است...
در این سفر است که روح الهی، روحی که اینک در درون انسانها در قالبی چون سنگ و یخ فرو رفته و ضعیف و ناتوان گشته، روحی که به هزار بند و زنجیر شده، سیال و جاری می شود و آزاد و رها می گردد، و در نور خود آشکار...
مسافر چگونه زندگی می کند، همانطور زندگی کنید، این شیوۀ پیمودن است.
مانند مسافر الهی زندگی کنید. کسی که در سیر الهیست و در تلاش برای القاء دوباره. مسافر الهی، خوب و متعالی زندگی می کند زیرا راهبر و هدایت کنندۀ اصلی او، که خود حقیقت است، خوب و متعالی است.
برگرفته از تعلیمات استاد ایلیا
از کتاب رویای راستین
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - آوا
زمین به من می آموزد که به خاطر آورم
زمین به من سکوت می آموزد / بسان علف ها در زیر نور
و به من صبوری می آموزد / همچون سنگ های کهن با خاطرات
زمین، به من تواضع می آموزد / مانند شکوفه ها به هنگام رستن
و به من دوست داشتن می آموزد / بسان مادری کودکش را
زمین به من شجاعت می آموزد
همچون درختی که تنها بر پا ایستاده است
و به من محدودیت می آموزد / آن هنگام که مورچه ای بر زمین می خزد
زمین به من آزادی می آموزد / بسان عقابی که در آسمان در پرواز است
و به من تسلیم می آموزد / همچون برگ هایی که در پاییز فرو می ریزند
زمین، به من احیا می آموزد/ آن هنگام که دانه ای در بهار می روید
و به من فراموش کردن خود را می آموزد
بسان برفی که با ذوب شدن، حیات خود را از یاد می برد
زمین، به من می آموزد که مهربانی را به یاد آورم
هنگامی که مزارع خشکیده در زیر باران می گریند
جان یلولارک
از کتاب سرخپوستان بزرگ می گویند - 2
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - آوا
طبیعت آموزگار ما
"در طبیعت موجوداتی که به اصل نرمی عمل کردند به حیاتشان ادامه دادند و آنها که از اصل سازگاری و انعطاف پذیری خارج شدند از دور حیات خارج شدند".
" الگوهای طبیعت الگوهایی برای حل مسائل بشر و زندگی هماهنگ اند".
برگرفته از کتاب تعالیم حق – اثر استاد ایلیا "میم"
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - آوا
اماکنی که به طور طبیعی دارای اقتدارند
در مناطق طبیعی، اماکن به خصوصی وجود دارند که احتمال می رود روح آن بیشتر مورد توجه انسان قرار گیرد. آنها مناطق به خصوصی در روی کوه ها و تپه ها، صخره ها و سنگ های جالب توجه در زمین، بیشه ها ( درختستان)، چشمه ها، چاه ها، رودهای مقدس و اماکنی که توسط اجداد ما در راه خداوند وقف شده اند، هستند و اماکنی مقدس اند که در آنها چیزی نامحسوس و لمس نشدنی و در عین حال واقعی حضور دارد.
در صورتی که انسان از صخره ها، چشمه ها و آبشارها، که به طور طبیعی دارای روح و انرژی اند، با علاقه و توجه مراقبت کند، این مناطق ممکن است مقدس شناخته شوند و به نحوی لمس ناشدنی تر و متفاوت به نظر آیند. گیاهانش ممکن است سبزتر به نظر آیند و ممکن است دارای گیاهان و جانوران غیر معمول و کمیاب باشد؛ و یا قطعاتی از زمین بدون دلیل خشک و لخت باشد، درختان دارای اشکالی غیرعادی باشند و یا به طور قابل توجهی به یکدیگر چسبیده باشند و یا ممکن است پرندگان و حیوانات با انسان به طوری غیرعادی دوستانه رفتار کنند.
زمانی که ما با این "تفاوت ها" مواجه می شویم، می توانیم روح این مناطق را تشخیص داده و با آنها ارتباط برقرار سازیم. کسانی که با آگاهی کامل و احترام وارد مناطق مقدس شوند، نه با تشریفات و مراسم سنگین، در مقایسه با جهانگردانی که برای تماشا و عکس برداری به آنجا می آیند، شانس بیشتری در هماهنگ ساختن خود با آن ارواح نامرئی دارند.
چشمه ها و مخازن طبیعی آب، مناطق قدرت در روی زمین اند. چشمه های آب گرم و شفابخش، همیشه مورد احترام قرار گرفته اند. حتی امروزه نیز به این امر توجه می شود. اما تمام چشمه ها سودمند نیستند. پلاترچ نویسنده رومی نوشته است : " انسان تحت تاثیر جریانی از نیروهای گوناگون که از زمین برمی آید، قرار می گیرد".
بعضی از آنان موجب دیوانگی، بیماری و یا مرگ انسان می شود و سایر نیروها دارای اثری مثبت، شفابخش و مفیدند. اما حتی نیروهای زیان بار دارای حق حیات اند، زیرا دنیا تنها برای انسان ساخته نشده است. آنها نیز با ماهیت خاصی که دارند، دارای اقتدار می باشند. ویژگی ارواحی که ساکن یک چاه یا چشمه های طبیعی هستند، اغلب در نامشان آشکار می شود. برای مثال، وجه تسمیۀ " چاه پرخاصیت " در ترلک در جنوب ویلز، خاصیت درمانی آب آن است. ویکتوریا کوئل در هکن مانستر واقع در راین لند آلمان، به الهۀ پیروزی اشاره دارد که بر تمام بیماری ها غلبه می کند. چاه های مقدس به موجودات معنوی، الهه گان و قدیسین اختصاص داده شده است. روایات محلی و افسانه ها در مورد خاصیت معنوی آنها بارها مطالبی را برایمان نقل کرده اند. این موجودات و کیفیاتی که از خود نشان می دهند را می توانیم بشناسیم و مورد توجه و احترام قرار دهیم.
از کتاب فنون جادویی طبیعت گرا ( جلد 1 )
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٩ - آوا
طبیعت
" با طبیعت می توان خدا را شناخت. در تماس با طبیعت بهتر می توان به حضور خدا رسید و بواسطۀ آن، فهم اشارات الهی آسان تر است ".
" ترک طبیعت، مرگ زندگیست و نابودی انسان در نابودی طبیعت است. جامعۀ سالم با طبیعت سالم ممکن می گردد زیرا طبیعت امکان زندگیست که اگر بیمار شود، همۀ زندگی انسان بیمار می شود و اگر این امکان افزایش یابد بر کیفیت زندگی انسان افزوده خواهد شد. حامیان طبیعت، حامیان حقیقت اند لکن همه انسان ها در برابر حفظ طبیعت مسئول اند زیرا همۀ ما در برابر حفظ زندگی و تداوم حیات خود و دیگران مسئولیم، پس نگذاریم طبیعت بمیرد. زشتی و بیماری و مرگ را از چهره اش بزدائیم زیرا محیط زیست انعکاسی از درون ماست. با نجات آن، خود را نجات داده ایم. و آنهایی که به خداوند می اندیشند بیاد داشته باشند که دوستی با طبیعت دوستی با خداست عشق به طبیعت عشق به خداست زیرا طبیعت مظهر و تجسم الهیست. طبیعت گرایی، جلوه ایی از خداگرایی طبیعی بشر است زیرا طبیعت زنده ترین و آشکارترین تجسم و تجلیگاه خداست ... "
" مطمئنا اگر انسان از طبیعت حمایت کند طبیعت نیز حمایت خود را از انسان نشان خواهد داد. زیرا طبیعت زنده است و عکس العمل نشان می دهد ".
" استاد ایلیا میم "
پيام هاي ديگران () link شنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸۸ - آوا
این مطلب را یکی از دوستان فیس بوک به اشتراک گذاشته بود. خیلی از مطلب خوشم آمد. آنرا با شما در میان گذاشتم .
نظریه پیوند تمدنها
از طریق بسم الله الرحمن الرحیم می تواند همۀ ادیان و فرهنگ ها و تمدن ها را به یکدیگر پیوند زد . بسم الله الرحمن الرحیم قادر است پیوند گاه همۀ تمدن ها باشد. این رویای بزرگ و کامل است برای آیندۀ تمدن های بشری.» انسان متولد میشود، رشد میکند، به بلوغ میرسد، ازدواج میکند. پس از ازدواج، سرنوشتهای مختلفی در انتظار اوست. اما غالباً بعد از ازدواج، او شاهد تولد فرزندان خود خواهد بود. با بزرگ شدن فرزندان، او فرسوده تر شده و دوران میانسالی و سالخوردگی را و سپس مرگ را تجربه خواهد کرد. اتفاقی که برای عموم انسانها رخ داده است همان است که برای اکثر تمدنها رخ داده و واقع خواهد شد. و این عصر زمان پیوند تمدن هاست. ازدواج فرهنگها و ادیان. زوجیت تمدنها. ازدواج ممکن است پس از گفتگو یا حتی برخورد رخ دهد اما بسیاری از ازدواجها نیز بوده اند که بدون مقدمۀ گفتگو یا برخورد رخ داده اند. بعضی تمدنها در این ازدواج، مذکر خواهند بود و برخی مؤنث. همانطور که در وضعیت موجود هم تمدنها ممکن است مذکر، مؤنث یا شبیه به خنثی باشند. مذکرها نقشی فعال، تصمیم گیرنده و پیشرونده (...) را خواهند داشت و مؤنثها نیز نقشی انفعالی تر، تصمیم ساز و پذیرا را به عهده دارند. حتی ممکن است بعضی از تمدنهای مؤنث پس از ارتباط جدید، تغییر حالت دهند و نقشی معکوس به عهده گیرند. پیوند تمدنها میگوید بشر موجودی تنهاست و از کودکی تا پایان عمر خود به دنبال پیوند است. این تمایل بر جوامع بشری نیز حاکم است. داستانها، افسانه ها و غالب تلاش بشر به سوی ازدواج جهت گیری دارد و این همان جهت گیری جوامع بشری است. تعریف انسان در این دیدگاه این نیست که انسان موجودی شرور یا خیرخواه است. آنست که انسان موجودی است ارتباطی و خواستار ارتباط و پیوند. انسان بدون پیوند قادر به ادامۀ حیات نیست. پیوند با چیز دیگر؛ خدا، اندیشه ها، رؤیاها و عمومی ترین آن پیوند با همسر. تمدنها نیز همین مسیر را رفته اند و خواهند رفت و حال که به بلوغ خود رسیدهاند (آنها که پیش از این نرسیده اند) زمان پیوند آنهاست. بسیاری از ادیان از امروز به هم آمیخته اند و روند این آمیختگی از دیروز آغاز شده است. مسیحیان یهودی، مسیحیان هندو... و همین اتفاق در مورد تمدنها واقع شده و وقوع آن رو به فزونی است. ازدواج تمدن غرب و شرق و شکل گیری تمدنی جدید و زاییده از آن که نه این است و نه آن، نمونهای است از این واقعیت. این به معنای اضمحلال و انحلال تمدنهای پیشین و ظهور و بروز تمدنهای نوین است. تمدن نوین ویژگیهایی را از تمدن پدر و مادر به ارث میبرد اما غالباً با آن دو متفاوت است. یک فرزند میتواند خلف یا ناخلف باشد، سالم یا ناقص الخلقه باشد، تولد آن بهنگام یا نابهنگام باشد و حالات مشابه دیگر، و همین واقعیت در پیوند تمدنها نیز صادق است. حتی بعضی از تمدنهای جدید از سنخ «ضد تمدن» اند و در تضاد با تمدنهای سازندۀ خود موجودیت مییابند. بعضی از تمدنهایی که پیش از این پیوند خوردهاند از همدیگر جدا خواهند شد زیرا بعضی از پیوندها با یکدیگر همخوانی یا ناهمخوانی دارند... یک مرد یا زن ممکن است بیش از یک ازدواج را تجربه کنند و همین تعدد ازدواج چه بسا دربارۀ تمدنی رخ دهد همانطور که پیش از این رخ داده است... « دین برای انسان است نه انسان برای دین... نباید زندگی انسانها قربانی اختلاف ادیان شود » پایان کار گفتگوها برخورد یا گفتگو نیست، ازدواج است، پیوند تمدن ها. و این پیوند در ابعاد مختلف رخ داده و رخ میدهد. چگونگی این پیوند سرنوشت جهان را رقم خواهد زد. رفتار تمدنها بسان رفتار انسانها و خانواده هاست. یکی دومی را در خود میبلعد اما آنکه بلعیده شده نابود نمی شود بلکه اولی را از درون تغییر میدهد. وقتی دو تا از همدیگر تغذیه میکنند هر دو تغییر میکنند. پیوند تمدن ها، شراکت تمدن هاست. شراکتی از نزدیک و آمیزش آسا. در این آمیزش، آمیزندگان از یکدیگر قابل تفکیک و تشخیص نیستند. این پیوند به گونه ایست که به هم پیوستگان دچار جهش خواهند شد ولی معلوم نیست که این جهش برای هر دو یکسان باشد و چه بسا جهش در جهتی متضاد رخ دهد ... در پیوند تمدنها مفهوم و روال دموکراسی و آنچه به آن و به تمدن جدید وابسته است دگرگون خواهد شد... وقتی یکی جذب یکی دیگر میشود این میتواند به آن معنا باشد که این یکی سومی را یا ترکیب سومی و چهارمی، ترکیب اولی و دومی را دفع میکند. پس بعضی تمدنها یا ترکیبهای جدید، تمدنهای دیگر را دفع خواهند کرد. این رفتار (دفعی و جذبی) متفاوت با رفتارهای پیشین است و جهت گیری آن جنگ نیست بلکه صلح است. جهت گیری جهان به سمت صلح بزرگ است، ولی پس از یک اتفاق بزرگ این حرکت بسیار قدرتمند خواهد شد . «ازدواج تمدنها و پیوند ادیان امری حتمی است و واقع میشود. اکنون نیز واقع شده.
منبع:کتاب « آمین. ایلیا؛ خدا با من است»
(پیوست یکم کتاب تعالیم حق)
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۸ - آوا
نتیجه تسلیم شدن به قضاوت دیگران
پدر و پسری الاغی خریدند و وقتی خواستند آن را به خانه بیاورند اول پسر سوار آن شد. شخصی آنها را تمسخر کرد که ببین چطور پیرمرد راه می رود و پسر سوار است. دوتایی که روی آن نشتند فرد دیگری پیدا شد و آنان را ملامت کرد که چه بیرحم هستند؛ دو نفری سوار الاغ بیچاره شده اند در حالی که می توانند خودشان پیاده شوند و با هم الاغ را حمل کنند و به خانه ببرند. وقتی به پیشنهاد آن مرد دو نفری الاغ را حمل می کردند الاغ ترسید و از روی پلی به رودخانه سقوط کرد و مرد.
اگر به حرف همه گوش دهید و تسلیم قضاوت دیگران شوید این اتفاق رخ می دهد.
کتاب : آیین قضاوت و روش های اظهار نظر
پيام هاي ديگران () link جمعه ٧ اسفند ،۱۳۸۸ - آوا
یک روز زندگی
دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی، نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد.
داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد. آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد. جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد. به پر و پای فرشته و انسان پیچید، خدا سکوت کرد. کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد. دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد. خدا سکوتش را شکست و گفت : " عزیزم اما یک روز دیگر هم رفت. تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقیست. بیا و لااقل این یک روز ار زندگی کن."
لابه لای هق هقش گفت : اما با یک روز! با یک روز چه کار می توان کرد!؟
خدا گفت : " آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی که هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی یابد، هزار سال هم به کارش نمی آید." و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت : حالا برو و زندگی کن. او مات و مبهوت، به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشید. اما می ترسید حرکت کند، می ترسید راه برود، می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد... بعد با خودش گفت : وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد، بگذار این یک مشت زندگی را مصرف کنم.
آن وقت شروع به دویدن کرد زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می تواند پا روی خورشید بگذارد. می تواند... او در آن یک روز آسمان خراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد اما ... اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید. روی چمن خوابید. کفش دوزکی را تماشا کرد.
سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که نمی شناختندش سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد.
او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد. او همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند، امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیسته بود!
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢۳ بهمن ،۱۳۸۸ - آوا
انواع محیط های زیست و مفهوم آنها
چشم اندازها و محیط های طبیعی گوناگون که هر یک زیستگاه گونه های گیاهی جانوران و وحوش ویژه ای هستند، بر مفهوم خاصی دلالت می کنند. با بررسی مناظر و محیطی که برخی از خانوران در آن زندگی می کنند، می توانیم بینش گسترده تری نسبت به نقش حیوانات در زندگی مان بیابیم.
بیابان : نماد زندگی مخفی، سازگاری، قابلیت استفاده از منابع در دسترس، مقاومت، تکاپو و پاکسازی.
جنگل : نماد نیروی مونث اولیه، رشد نامحدود و خارج از کنترل، ضمیر ناخودآگاه و ستایش نیروهای خلاق.
باغچه : طبیعت در اندازۀ کوچک و کنترل شده، قابلیت خلق و پرورش زندگی و گشودن درها به روی طبیعت.
مرداب : مراحل عاطفی در زندگی، دمیدن روح تازه به زندگی عاطفی و تجربه و رشد مجدد.
علفزار : وفور و حاصلخیزی، تعادل زندگی، جایگاه رشد خاموش و آرام و محل تغذیه.
کوهستان : قدرت و عظمت روح، کشف نیروهای روحی خود، برون گرایی و اعتماد به نفس، پیروز شدن بر موانع، دستیابی به اهداف معنوی و ارتباط با ارواح.
اقیانوس : ضمیر نیمه خودآگاه و نیروی مونث اولیه، زهدان، مادر، زن و دوران جدید و فراوانی امکانات.
دشت و جلگه : نماد عدم محدودیت، آزادی، تغییر محل زندگی و امکانات، حساسیت و قرار گرفتن در معرض اوضاع جدید و تغییرات نامحسوس.
رود : آفرینش و مرور زمان تشکیل جلسات و گردهمایی برای سیراب کردن تشنگی ( معنوی یا جسمی )، فرآیند تکامل در کار، گذشته و آینده در جریان.
دره : باروری و زندگی جدید، منطقه ای بی طرف برای پرورش خلاقیت و جایگاه اسطوره ای راهب ها.
از کتاب تاثیر حیوانات بر سرنوشت ما- جلد دوم
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸۸ - آوا