ايميل من
نویسندگان وبلاگ
آوا
آرشیو وبلاگ
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
آبشار و کوه
من و خلوت کوهستان
خانه ام ابری است
کلبه کوچولوی من
یه دنیا حرف
آناپورنا
کوه انتظار خدا
بیستوون
آيريکان
باران
کوهستان ايران و من و خاطرات علی
داغلار
آوازهای کوه
بالاتر از ۴۰۰۰ متر
انجمن کوهنوردی فراز شهريار
تا اوج
پرواز را به خاطر بسپار
آموزشی، درسی، مهرورزی
طلسم عشق
سفر در طبیعت ایران
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

اگر نور برود
برای درک هر چه بیشتر لزوم و ضرورت جریان هدایت الهی و روح خدا، نقش نور را در زندگی و در تمدن انسانی در نظر بگیرید. اگر نور برود چه اتفاقی می افتد. اگر نور برود مرگ و وحشت بر همه چیز حکمفرما می شود. همه کور و نابینا و در گمراهی واشتباه خواهند بود. شادی و آرامش دست نیافتنی خواهد شد.
بیماری و مرگ همه جا را در بر خواهد گرفت. دیگر تولدی رخ نمی دهد و هلاکت و نابودی، لحظه به لحظه چهره ی خود را آشکارتر می نماید... همه چیز متوقف خواهد شد. راکد و مرده. دیگر حیات و زندگی ممکن نیست. وجود انسان به لاشه ای گندیده و به لجنزاری مرده بدل می شود... اگر به خوبی نگاه کنید، می بینید که در زندگی کسانی که روح خدا و جریان حق در آن ناپیدا و نایاب شده، همین علائم و نشانه ها وجود دارد. نشانه های تاریکی و ظلمت ... بکوشید، عاشقانه بکوشید و همت کنید تا مبادا نور الهی، روح خدا و جریان رب، زندگیتان را ترک گوید و شما را تنها و سرگردان بگذارد... از دوری و خشم خداوند بترسید که این ترس، شما را ایمنی می بخشد و خود به پناهگاهی امن مبدل می گردد.
از جریان هدایت الهی – استاد ایلیا ( پیمان فتاحی )
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢۳ آذر ،۱۳۸٦ - آوا
نزدیکی لحظه به لحظه
هدف زندگی و راه سرور و رهایی همانا نزدیکی دائمی به خداوند است. انسان باید دائما و در هر لحظه، در مسیر نزدیکی به خداوند، حرکت کند. او می بایست در هر حال و در هر زمان به خداوند بازگشته و به او نزدیک شود. هنگام بیداری و خواب، با سکوت و تفکر، با رویا و خواب دیدن، با تغذیه و تنفس، با عمل و کلام و با کل ابعاد و اجزاء زندگی خود...
تسلیم جریان هدایت الهی بودن و پیروی کردن از روح ربانی به این معناست که انسان در لحظه به لحظه ی زندگی و با جزء جزء آن ، راه رشد و تعالی خویش را پیموده و به خداوند نزدیک می شود.
و هنر زندگی متعالی چنین است.
خدا زنده است و به نیازهای ما پاسخ می گوید
چندین سال پیش وقتی از سر کار به خانه می آمدم موقع ای که اذان مغرب رو از تلویزیون می شنیدم و همراه اذان صحنه هایی از خانه خدا پخش می کرد ند من به طرز عجیبی شروع به گریه می کردم و دلم به شدت برای خدا تنگ شده بود. حالت عجیبی بود. مدتی بعد از این حالت ها بود که یکی از دوستانم در مورد کلاس هایی که در مورد خداشناسی بود صحبت کرد و من هم به این کلاس ها رفتم و صحبت های استاد را شنیدم ولی نه تنها با گوش هایم بلکه با قلب و روحم . با رفتن به آن کلاس ها زندگی ام متحول شد. حضور خدا رو در زندگی ام حس می کنم . بیشتر خدا رو دوست دارم. خدا برایم مهمترین است .
و دلم می خواد شما عزیزان رو هم با تعالیم استاد ایلیا (پیمان فتاحی) آشنا کنم . برای شروع با تمثیل " خدا نمرده " برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی آشنا شوید :
چرا خدا را مرده پنداشته اید؟ چرا گمان می برید که خداوند نباید و نمی تواند با مخلوق و بنده ی خود ارتباطی داشته باشد؟ مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه ای وجود ندارد؟ مگر اساسی ترین و مهمترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکر کنیم که او به این نیاز مهمتر از آب و غذای بنده ی خود بی اعتناست چگونه می توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلا چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه ای داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند؟ چرا نباید با بنده ی خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ بالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت بسر می برد؟...
خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده، سخن می گوید، محبت می کند، فعال است، زندگی می بخشد، تغییر می دهد و دگرگون می کند . زنده، می بیند، می شنود، می خواهد و اراده می کند، آیا خالق و معبود شما زنده است؟...
پروردگار تبارک و تعالی هر لحظه با مخلوقات خود سخن می گوید و از این طریق آنان را پاک و هدایت می کند. قدرت و زندگی می بخشد و محبت و نوازش می کند... خداوند با (به ظاهر) پست ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می گوید... شنیدن این کلام سرچشمه ی شور و شادی و لذت و آرامش است. این کلام نیرودهنده و رهاننده است ... در وحی بسته شد اما آیا در الهامات الهی نیز بسته شد؟!... آنان که خداوند را چنین زشت و خشن برای انسان ها به تصویر کشیده اند از عشق، تهی گشته اند و آن که از عشق خالی باشد، هستی را نمی بیند و آنچه می بیند گمان و توهمات خودش است...
اگر چیزی نمی شنوید و نمی بینید نه اینکه نیست و یا نباید باشد. بلکه این شمایید که نمی بینید و نمی شنوید. این نقص شماست نه خداوند... در زندگی به کجا گوش سپرده اید، متوجه که هستید. در اشتیاق چه به سر می برید، به کجا خیره شده اید، همان صدا را می شنوید و همان را می بینید که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.