رازکوه
 

 

طبیعت

 

" با طبیعت می توان خدا را شناخت. در تماس با طبیعت بهتر می توان به حضور خدا رسید و بواسطۀ آن، فهم اشارات الهی آسان تر است ".

" ترک طبیعت، مرگ زندگیست و نابودی انسان در نابودی طبیعت است. جامعۀ سالم با طبیعت سالم ممکن می گردد زیرا طبیعت امکان زندگیست که اگر بیمار شود، همۀ زندگی انسان بیمار می شود و اگر این امکان افزایش یابد بر کیفیت زندگی انسان افزوده خواهد شد. حامیان طبیعت، حامیان حقیقت اند لکن همه انسان ها در برابر حفظ طبیعت مسئول اند زیرا همۀ ما در برابر حفظ زندگی و تداوم حیات خود و دیگران مسئولیم، پس نگذاریم طبیعت بمیرد. زشتی و بیماری و مرگ را از چهره اش بزدائیم زیرا محیط زیست انعکاسی از درون ماست. با نجات آن، خود را نجات داده ایم. و آنهایی که به خداوند می اندیشند بیاد داشته باشند که دوستی با طبیعت دوستی با خداست عشق به طبیعت عشق به خداست زیرا طبیعت مظهر و تجسم الهیست. طبیعت گرایی، جلوه ایی از خداگرایی طبیعی بشر است زیرا طبیعت زنده ترین و آشکارترین تجسم و تجلیگاه خداست ... "

" مطمئنا اگر انسان از طبیعت حمایت کند طبیعت نیز حمایت خود را از انسان نشان خواهد داد. زیرا طبیعت زنده است و عکس العمل نشان می دهد ".

 " استاد ایلیا میم "

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸۸ - آوا

 

این مطلب را یکی از دوستان فیس بوک به اشتراک گذاشته بود. خیلی از مطلب خوشم آمد. آنرا با شما در میان گذاشتم .

 

نظریه پیوند تمدنها

 

از طریق بسم الله الرحمن الرحیم می تواند همۀ ادیان و فرهنگ ها و تمدن ها را به یکدیگر پیوند زد . بسم الله الرحمن الرحیم قادر است پیوند گاه همۀ تمدن ها باشد. این رویای بزرگ و کامل است برای آیندۀ تمدن های بشریانسان متولد میشود، رشد میکند، به بلوغ میرسد، ازدواج میکند. پس از ازدواج، سرنوشتهای مختلفی در انتظار اوست. اما غالباً بعد از ازدواج، او شاهد تولد فرزندان خود خواهد بود. با بزرگ شدن فرزندان، او فرسوده تر شده و دوران میانسالی و سالخوردگی را و سپس مرگ را تجربه خواهد کرد. اتفاقی که برای عموم انسانها رخ داده است همان است که برای اکثر تمدنها رخ داده و واقع خواهد شد. و این عصر زمان پیوند تمدن هاست. ازدواج فرهنگها و ادیان. زوجیت تمدنها. ازدواج ممکن است پس از گفتگو یا حتی برخورد رخ دهد اما بسیاری از ازدواجها نیز بوده اند که بدون مقدمۀ گفتگو یا برخورد رخ داده اند. بعضی تمدنها در این ازدواج، مذکر خواهند بود و برخی مؤنث. همانطور که در وضعیت موجود هم تمدنها ممکن است مذکر، مؤنث یا شبیه به خنثی باشند. مذکرها نقشی فعال، تصمیم گیرنده و پیشرونده (...) را خواهند داشت و مؤنثها نیز نقشی انفعالی تر، تصمیم ساز و پذیرا را به عهده دارند. حتی ممکن است بعضی از تمدنهای مؤنث پس از ارتباط جدید، تغییر حالت دهند و نقشی معکوس به عهده گیرند. پیوند تمدنها میگوید بشر موجودی تنهاست و از کودکی تا پایان عمر خود به دنبال پیوند است. این تمایل بر جوامع بشری نیز حاکم است. داستانها، افسانه ها و غالب تلاش بشر به سوی ازدواج جهت گیری دارد و این همان جهت گیری جوامع بشری است. تعریف انسان در این دیدگاه این نیست که انسان موجودی شرور یا خیرخواه است. آنست که انسان موجودی است ارتباطی و خواستار ارتباط و پیوند. انسان بدون پیوند قادر به ادامۀ حیات نیست. پیوند با چیز دیگر؛ خدا، اندیشه ها، رؤیاها و عمومی ترین آن پیوند با همسر. تمدنها نیز همین مسیر را رفته اند و خواهند رفت و حال که به بلوغ خود رسیدهاند (آنها که پیش از این نرسیده اند) زمان پیوند آنهاست. بسیاری از ادیان از امروز به هم آمیخته اند و روند این آمیختگی از دیروز آغاز شده است. مسیحیان یهودی، مسیحیان هندو... و همین اتفاق در مورد تمدنها واقع شده و وقوع آن رو به فزونی است. ازدواج تمدن غرب و شرق و شکل گیری تمدنی جدید و زاییده از آن که نه این است و نه آن، نمونهای است از این واقعیت. این به معنای اضمحلال و انحلال تمدنهای پیشین و ظهور و بروز تمدنهای نوین است. تمدن نوین ویژگیهایی را از تمدن پدر و مادر به ارث میبرد اما غالباً با آن دو متفاوت است. یک فرزند میتواند خلف یا ناخلف باشد، سالم یا ناقص الخلقه باشد، تولد آن بهنگام یا نابهنگام باشد و حالات مشابه دیگر، و همین واقعیت در پیوند تمدنها نیز صادق است. حتی بعضی از تمدنهای جدید از سنخ «ضد تمدن» اند و در تضاد با تمدنهای سازندۀ خود موجودیت مییابند. بعضی از تمدنهایی که پیش از این پیوند خوردهاند از همدیگر جدا خواهند شد زیرا بعضی از پیوندها با یکدیگر همخوانی یا ناهمخوانی دارند... یک مرد یا زن ممکن است بیش از یک ازدواج را تجربه کنند و همین تعدد ازدواج چه بسا دربارۀ تمدنی رخ دهد همانطور که پیش از این رخ داده است... « دین برای انسان است نه انسان برای دین... نباید زندگی انسانها قربانی اختلاف ادیان شود » پایان کار گفتگوها برخورد یا گفتگو نیست، ازدواج است، پیوند تمدن ها.  و این پیوند در ابعاد مختلف رخ داده و رخ میدهد. چگونگی این پیوند سرنوشت جهان را رقم خواهد زد. رفتار تمدنها بسان رفتار انسانها و خانواده هاست. یکی دومی را در خود میبلعد اما آنکه بلعیده شده نابود نمی شود بلکه اولی را از درون تغییر میدهد. وقتی دو تا از همدیگر تغذیه میکنند هر دو تغییر میکنند. پیوند تمدن ها، شراکت تمدن هاست. شراکتی از نزدیک و آمیزش آسا. در این آمیزش، آمیزندگان از یکدیگر قابل تفکیک و تشخیص نیستند. این پیوند به گونه ایست که به هم پیوستگان دچار جهش خواهند شد ولی معلوم نیست که این جهش برای هر دو یکسان باشد و چه بسا جهش در جهتی متضاد رخ دهد ... در پیوند تمدنها مفهوم و روال دموکراسی و آنچه به آن و به تمدن جدید وابسته است دگرگون خواهد شد... وقتی یکی جذب یکی دیگر میشود این میتواند به آن معنا باشد که این یکی سومی را یا ترکیب سومی و چهارمی، ترکیب اولی و دومی را دفع میکند. پس بعضی تمدنها یا ترکیبهای جدید، تمدنهای دیگر را دفع خواهند کرد. این رفتار (دفعی و جذبی) متفاوت با رفتارهای پیشین است و جهت گیری آن جنگ نیست بلکه صلح است. جهت گیری جهان به سمت صلح بزرگ است، ولی پس از یک اتفاق بزرگ این حرکت بسیار قدرتمند خواهد شد . «ازدواج  تمدنها و پیوند ادیان امری حتمی است و واقع میشود. اکنون نیز واقع شده.

 منبع:کتاب « آمین. ایلیا؛ خدا با من است»

 (پیوست یکم کتاب تعالیم حق)

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۸ - آوا

 

نتیجه تسلیم شدن به قضاوت دیگران

 

پدر و پسری الاغی خریدند و وقتی خواستند آن را به خانه بیاورند اول پسر سوار آن شد. شخصی آنها را تمسخر کرد که ببین چطور پیرمرد راه می رود و پسر سوار است. دوتایی که روی آن نشتند فرد دیگری پیدا شد و آنان را ملامت کرد که چه بیرحم هستند؛ دو نفری سوار الاغ بیچاره شده اند در حالی که می توانند خودشان پیاده شوند و با هم الاغ را حمل کنند و به خانه ببرند. وقتی به پیشنهاد آن مرد دو نفری الاغ را حمل می کردند الاغ ترسید و از روی پلی به رودخانه سقوط کرد و مرد.

اگر به حرف همه گوش دهید و تسلیم قضاوت دیگران شوید این اتفاق رخ می دهد.

کتاب : آیین قضاوت و روش های اظهار نظر

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٧ اسفند ،۱۳۸۸ - آوا